عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
429
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
اميرآباد 783 صبح جمعه 22 - بعد از اداى فريضه و خواندن قرآن و ذكر تعقيبات همينكه دو ساعت از طلوع گذشت اردو پيشوپس حركت كرده روانهء راين شديم و خود من هم با اجزاء مخصوص روانه شده و در كاروانسراى خرابهء اميرآباد كه سابقا ذكرش گذشته پياده شده ساعتى رفع خستگى كرديم . راه اين منزل هفت فرسخ [ است ] و خطش به شمال غربى سير مىكند و همان راهى است كه در رفتن بلوچستان مشروحا نگاشتهايم و اينك قهقراء برمىگرديم . انفلوانزا 784 مجملا دو ساعت به غروب مانده وارد يورت اردو كه در بيرون راين بود شديم . در راين كاغذى چند از شهر آورده بودند فورا منشيها را احضار نموده جوابى كه لازم بود گفتم نوشتند و تحويل قاصد كردم كه صبح على الطليعه روانه شود . اگرچه قصد دو شب توقف در اينجا داشتم ولى چون مىگويند مرض « انفلاوانزا » در اينجا بروز كرده و مىگويند حوالى قلعه كهنه روزى دو سه نفر آدم مىكشد شبانه به اهالى اردو اعلان كوچ كرده و پيشخانه را گفتم حركت دادند و فردا كه شنبه 23 است انشاء اللّه روانه خواهيم شد . حركت به كرمان 785 صبح شنبه 23 - بعد از اداى نماز صبح چون شب گذشته راه آمده بوديم دو ساعت خوابيده و همينكه سه ساعت از طلوع گذشت از خواب برخاسته يك ساعتى هم قرآن [ 422 ] خوانده بعد سوار و روانهء هنك شديم . و هنگام حركت ميرزا فتحعلى خان ضابط راين حاضر بود و به او هم اظهار مهربانى كردم . راه اين منزل هشت فرسخ [ است ] و خطش به شمال شرقى سير مىكند و قريب هفت فرسخ او رو به فراز و جزئى سنگلاخ و بعد از آن سراشيب است تا ماهان و ذكرش در كتابچهء ذهاب گذشت و اينك از همان خط عودت مىكنيم . كلهشور - قوشه كردن اسب 786 و همينكه پنج فرسخ طى كنى به كاروانسرا خرابهء محقر بىدروبند معروف به كاروانسراى كلهشور سابق الذكر كه در يمين جاده است مىرسد . ولى چون سابقا با